پنجشنبه 1386/09/22
سلام
یه مدتیه می خوام راجه به یه کتابی براتون بنویسم هنوز نشده
آخه می خواستم وقت بزازم یه متن خوب براش بنویسم
نه وقت پیدا کردم نه متن نوشتم تازه اصل مطلبم فراموش شد
چند وقت پیش یه عزیزی کتابی بهم معرفی کرد بس جالب و عجیب.
تا نخوندمش باورش نکردم.شاید راجع بهش شنیده باشید اما نمی دونم خوندیدش یا نه
آب دستتونه بذارید زمین برید بخریدش بخونیدش.
ضرر کردید گردن من از مو باریکتره
کتاب : راز THE SECRET
نویسنده: راندا برن BYRNE RHONDA
مترجم : مهدی قراچه داغی
انتشارات : خیلی جاها مثلا نشر پیکان
وب سایت : http://www.thesecret.tv
فیلمشم هست اما تو اینترنت به زبان انگلیسیه.من به زبان فارسیش رو دارم هر کی خواست امر بفرماید من در
بست در خدمتشم.براش می فرستم
دیگه سفارش نکنما....پاشید برید دنبالش
یه مدتیه می خوام راجه به یه کتابی براتون بنویسم هنوز نشده
آخه می خواستم وقت بزازم یه متن خوب براش بنویسم
نه وقت پیدا کردم نه متن نوشتم تازه اصل مطلبم فراموش شد
چند وقت پیش یه عزیزی کتابی بهم معرفی کرد بس جالب و عجیب.
تا نخوندمش باورش نکردم.شاید راجع بهش شنیده باشید اما نمی دونم خوندیدش یا نه
آب دستتونه بذارید زمین برید بخریدش بخونیدش.
ضرر کردید گردن من از مو باریکتره
کتاب : راز THE SECRET
نویسنده: راندا برن BYRNE RHONDA
مترجم : مهدی قراچه داغی
انتشارات : خیلی جاها مثلا نشر پیکان
وب سایت : http://www.thesecret.tv
فیلمشم هست اما تو اینترنت به زبان انگلیسیه.من به زبان فارسیش رو دارم هر کی خواست امر بفرماید من در
بست در خدمتشم.براش می فرستم
دیگه سفارش نکنما....پاشید برید دنبالش
نوشته شده توسط حمید در ساعت 7:18 | لینک
|
دوشنبه 1386/09/12
سلام
* چند تا اتفاق جور واجور افتاده اینجا که هر کدو مشم یه سازیه
به همکارم یه ساعت پیش خبر دادند عموش فوت کرده .نمی دونم می تونید تصور کنید یه خبر بد این جوری
وسط دریا جایی که آدم نمی تونه کاری بکنه یعنی چی؟
سخته خیلیم سخته
* بعد 10 روز طوفان دلمون خوش بود که هوا آروم شده .اما آرامش بیشتر از 24 ساعت دووم نیاورد طوفان باز
شروع شد اما این دفعه رو کم کنیه دفعه قبل.الان علی الحساب سرعت باد حدود 34 نات دریاییه که می شه
حدود 64 کیلومتر بر ساعت
بعیده بتونید این مقدار سرعت باد رو اونم وسط دریا تصور کنید.جاتون خالی.حسابی اوضاعمون رو ریخته به هم
*یکی از دوستای صمیمیم آخر این هفته مراسم عقدشه.منم که اینجام نمی تونم برم .حیف.حسین !! بجنب
شهرامم رفتا
*امشب شب دهمیه که باید تا صبح بیدار بمونم.دیگه رنگ و لعاب روز داره یادم می ره.آخه اینم شغله ما داریم؟
* چند تا اتفاق جور واجور افتاده اینجا که هر کدو مشم یه سازیه
به همکارم یه ساعت پیش خبر دادند عموش فوت کرده .نمی دونم می تونید تصور کنید یه خبر بد این جوری
وسط دریا جایی که آدم نمی تونه کاری بکنه یعنی چی؟
سخته خیلیم سخته
* بعد 10 روز طوفان دلمون خوش بود که هوا آروم شده .اما آرامش بیشتر از 24 ساعت دووم نیاورد طوفان باز
شروع شد اما این دفعه رو کم کنیه دفعه قبل.الان علی الحساب سرعت باد حدود 34 نات دریاییه که می شه
حدود 64 کیلومتر بر ساعت
بعیده بتونید این مقدار سرعت باد رو اونم وسط دریا تصور کنید.جاتون خالی.حسابی اوضاعمون رو ریخته به هم
*یکی از دوستای صمیمیم آخر این هفته مراسم عقدشه.منم که اینجام نمی تونم برم .حیف.حسین !! بجنب
شهرامم رفتا
*امشب شب دهمیه که باید تا صبح بیدار بمونم.دیگه رنگ و لعاب روز داره یادم می ره.آخه اینم شغله ما داریم؟
نوشته شده توسط حمید در ساعت 1:16 | لینک
|
چهارشنبه 1386/09/07
امشب میل مبارکمان بر آن رفت که به شکار برویم.
به خدم وحشممان امر نمودیم که بساط شکار را فراهم نمایند.
اسب و قاطر زین نمودند و ما سوار بر مرکب به شکار رفتیم.
دو ساعتی در شکارگاه بودیم و شکارکی کردیم و تفرجی
جایتان بسی خالی بود که به مانند ما در میان دریا به شکار بروید
قضیه به شکارگاه رفتن ما در وسط دریا از جمله معدود تفریح های البته بسیار دلچسب و مفرح اینجاست
که البته فقط در سکوی مسکونی ما آزاده اونم تو ساعتهای خاصی
اما خوب ما به سبب روابط و ضوابط موجود از موقعیت کمی تا قسمتی سو استفاده کرده و در جوار رییس شیفت
گرانقدرمان هر ساعتی عشق کردیم می ریم ماهیگیری.اونم کجا؟ درست کنار چاهها
اونجا چون لوله های نفتی که از زیر آب میاند رو سکو حسابی گرمند ماهی زیادی اونجا جمع می شه.
نمی دونید چه حالی میده.
امشب یه ماهی 4 کیلویی گرفتم.اونقدر زور زد که نخ ماهیگیری دستم رو برید.آخه ما اینجا با لنسر ماهی
نمی گیریم و روشای مخصوص به خود داریم.
به خدم وحشممان امر نمودیم که بساط شکار را فراهم نمایند.
اسب و قاطر زین نمودند و ما سوار بر مرکب به شکار رفتیم.
دو ساعتی در شکارگاه بودیم و شکارکی کردیم و تفرجی
جایتان بسی خالی بود که به مانند ما در میان دریا به شکار بروید
قضیه به شکارگاه رفتن ما در وسط دریا از جمله معدود تفریح های البته بسیار دلچسب و مفرح اینجاست
که البته فقط در سکوی مسکونی ما آزاده اونم تو ساعتهای خاصی
اما خوب ما به سبب روابط و ضوابط موجود از موقعیت کمی تا قسمتی سو استفاده کرده و در جوار رییس شیفت
گرانقدرمان هر ساعتی عشق کردیم می ریم ماهیگیری.اونم کجا؟ درست کنار چاهها
اونجا چون لوله های نفتی که از زیر آب میاند رو سکو حسابی گرمند ماهی زیادی اونجا جمع می شه.
نمی دونید چه حالی میده.
امشب یه ماهی 4 کیلویی گرفتم.اونقدر زور زد که نخ ماهیگیری دستم رو برید.آخه ما اینجا با لنسر ماهی
نمی گیریم و روشای مخصوص به خود داریم.
نوشته شده توسط حمید در ساعت 4:37 | لینک
|
یکشنبه 1386/09/04
نظر مبارکمان بر آن شد که بعد اصرار زیاد تنی چند از ملازمان و دست بوسانمان سبک و سیاق نوشتنمان را
اندکی تغییر داده به نوشتن اسرار و رموز زندگی خودمان بیشتر بپردازیم تا بلکه دیگران و بالخصوص رعیتمان از
سختیهای زندگی ما درسی گرفته قدر نعمات موجوده را دانسته از ناشکری بپرهیزند.
خدای را عز و جل شاکریم که بنا بر مصلحتی که سر از آن در نیاوردیم صلاح کار بر آن دانست که بر
تکه فولادی در میانه های خلیج فارس ما را بر سر کار گذارد و مسئولیتی عظیم بخشد.دوستانی از برگ گل
لطیف تر به ما بخشد و صبری عظیم ما را دهد.
و اما ...............
یکی از دوستای قدیمیم که خیلی بهش ارادت دارم ایمیل زده که از خاطرات دریا و جو اونجا بنویس
دیدم نظر بدیم نیست
یه چند وقتی می خوام از اینجا بنویسم
خوبه؟
جاتون خالیه اینجا ...چند روزیه هوا طوفانیه و اوضاع قاطی پاتیه
امروز چند تا از دوستام بعد دو هفته کار به خاطر طوفان شدید و خرابی دریا مجبور شدند باز بمونند و نتونستند
برند خونه .اونقدر سرعت باد زیاد بود که هلی کوپترم نمی تونست پرواز کنه
یکی از بچه ها یی که امروز نتونست بره تازه یکماه بابا شده دلم براش کباب شد .با یه حالتی به عکس
بچه اش نیگاه می کنه که نگو
قدر خودتون رو بدونید که کنار خونوادتونید
اندکی تغییر داده به نوشتن اسرار و رموز زندگی خودمان بیشتر بپردازیم تا بلکه دیگران و بالخصوص رعیتمان از
سختیهای زندگی ما درسی گرفته قدر نعمات موجوده را دانسته از ناشکری بپرهیزند.
خدای را عز و جل شاکریم که بنا بر مصلحتی که سر از آن در نیاوردیم صلاح کار بر آن دانست که بر
تکه فولادی در میانه های خلیج فارس ما را بر سر کار گذارد و مسئولیتی عظیم بخشد.دوستانی از برگ گل
لطیف تر به ما بخشد و صبری عظیم ما را دهد.
و اما ...............
یکی از دوستای قدیمیم که خیلی بهش ارادت دارم ایمیل زده که از خاطرات دریا و جو اونجا بنویس
دیدم نظر بدیم نیست
یه چند وقتی می خوام از اینجا بنویسم
خوبه؟
جاتون خالیه اینجا ...چند روزیه هوا طوفانیه و اوضاع قاطی پاتیه
امروز چند تا از دوستام بعد دو هفته کار به خاطر طوفان شدید و خرابی دریا مجبور شدند باز بمونند و نتونستند
برند خونه .اونقدر سرعت باد زیاد بود که هلی کوپترم نمی تونست پرواز کنه
یکی از بچه ها یی که امروز نتونست بره تازه یکماه بابا شده دلم براش کباب شد .با یه حالتی به عکس
بچه اش نیگاه می کنه که نگو
قدر خودتون رو بدونید که کنار خونوادتونید
نوشته شده توسط حمید در ساعت 20:51 | لینک
|
