تبليغاتX
دست نوشته ها یی از خلیج فارس

چند روز پر اتهاب و پر از استرس گذشت.

رسیدیم به روزی که ارزش زندگی ما بسته به نام و صاحب این روزه.

یعنی زن امروز و مادر فردا

شاید بهترین فرصته تا یه کم از اون جو انتخاباتی و پر از استرس بیایم بیرون...پس می گم که:


روز مادر روز زن

يعنی به تعداد همه روزهای گذشته ما، صبوری!

يعنی به تعداد همه روزهای آينده ما ،دلواپسی!

روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه ما، بيداری !

روز مادر يعنی بهانه  بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن ما چروک شد

روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن  او که نوازشگر همه سالهای دلتنگیی ما بود

روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....       

همسرم روزت مبارک.

مادرم روزت مبارک.


امسال پیشتون نیستم تا با دادن حتی یه هدیه کوچیک شادتون کنم از همین دور دستتون رو می بوسم

و قددران زحماتتون و سپاسگذار مهمربانیاتونم.

ببخشید که نتونسم امسال یه عرض ادب حضوریم بکنم.


این دسته گل ناقابل از همین جا تقدیم به شما مهربانانم

نوشته شده توسط حمید در ساعت 15:15 | لینک  | 



1-هلی کوپتر حامل صندوق رای و برگزارکنندگان راس ساعت 16:15 به سکو رسیدند.

2-اعلام همگانی "جهت رای دادن به  کنفراس رووم مراجعه نمایید" در ساعت 16:05 باعث شد که  بچه ها به اتاق کنفراس بیاند و منتظر صندوق باشند.

3-با ورود و استقرار صندوق آرا و برگزارکنندگان بر تعداد نفرات رای دهنده مدام افزوده می شد.رای گیری در ساعت 16:25 آغاز شد.



4-برگزارکنندگان از استقبال شدید سکوهای نفتی از انتخابات امسال خبر می دادند که نسبت به سری قبل رشد خیلی زیادی و غیر قابل مقایسه ای داشته و نگران این بودند که تعداد تعرفه های آرا به اندازه کافی نباشد.(وسط دریا ییم دیگه)

5-با توجه به وجود چند نفر خارجی روی سکو ،وجود چند نفر مهمان باضافه شش هفت نفری که فراموش کرده اند شناسنامه بیارند استقبال خیلی خیلی بالا بود.(بیش از 70 درصد)

6-بعد از گذشت چند دقیقه اول رای گیری یخ جو شکسته شد و بساط خنده و عکس گیری هم به پا شد.

7-به گفته خود رای دهندگان وتایید دوستان : تنها یک رای سفید به صندوق انداخته شد.

8-رای گیری در ساعت 17:15 به اتمام رسید و هلی کوپتر حامل صندوق و برگزارکنندگان ساعت 17:30 سکو را ترک کرد.


حاشیه ها:

...طبق معمول رادیو اپراتور سکو به حد اعلا گیج بازی درآورد.

...میزان مصرف شربت خنک در طول انتخابات به صورت تصاعدی بالا رفت.

...مهرداد(یه ترک متمدن) طبق معمول ساز مخالف زده و شناسنامه اش رو نیاورده بود.

...مجتبی(متمدن ترین لر کهکشان راه شیری) سرافرازانه رای داد.نامبرده از سال 1380 دارای لب تاپ بوده است.

...من نقش عکاس،آنالیزور،هماهنگ کننده رو داشتم.

...آرش جات خالی بود.خیلیم خالی بود.

نوشته شده توسط حمید در ساعت 20:23 | لینک  | 


روزی تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم. شغلم ‏را، دوستانم را، زندگي ام را!
به جنگلی رفتم تا برای آخرين بار با خدا ‏صحبت كنم. به خدا گفتم: آيا می‏ توانی دليلی برای ادامه زندگی برايم بياوری؟

و جواب ‏او مرا شگفت زده كرد.

او گفت : آيا درخت سرخس و بامبو را می بينی؟

پاسخ دادم : بلی.


فرمود: ‏هنگامی كه درخت بامبو و سرخس راآفريدم، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم. به آنها نور ‏و غذای كافی دادم. دير زمانی نپاييد كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمين را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع اميد نكردم. در دومين سال سرخسها بيشتر ‏رشد كردند و زيبايی خيره كننده ای به زمين بخشيدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. ‏من بامبوها را رها نكردم… در سالهای سوم و چهارم نيز بامبوها رشد نكردند. اما من ‏باز از آنها قطع اميد نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمايان شد. در ‏مقايسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بيش از 100 فوت ‏رسيد. 5 سال طول كشيده بود تا ريشه ‏های بامبو به اندازه كافی قوی شوند. ريشه هايی ‏كه بامبو را قوی می‏ ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نياز داشت را فراهم می ‏كرد.


‏خداوند در ادامه فرمود: آيا می‏ دانی در تمامی اين سالها كه تو درگير مبارزه با ‏سختيها و مشكلات بودی در حقيقت ريشه هايت را مستحكم می ‏ساختی. من در تمامی اين مدت ‏تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها نكردم.
‏هرگز خودت را با ديگران ‏مقايسه نكن. بامبو و سرخس دو گياه متفاوتند اما هر دو به زيبايی جنگل كمك می كنن. ‏زمان تو نيز فرا خواهد رسيد تو نيز رشد می ‏ كنی و قد می كشی!
‏از او پرسيدم : من ‏چقدر قد مي‏ كشم.
‏در پاسخ از من پرسيد: بامبو چقدر رشد می كند؟
جواب دادم: هر ‏چقدر كه بتواند.
‏گفت: تو نيز بايد رشد كنی و قد بكشی، هر اندازه كه ‏بتوانی
نوشته شده توسط حمید در ساعت 2:16 | لینک  | 

سلام

1-از بحث داغ انتخابات می گذرم.

فقط رای بدید.ما اینجا وسط دریا رای می دیم اونم با چه مشقتی ،حالا شماها که می شه راحت برید خیابون بقلیتون رای بدیدهیچ عذری نداریدا.آقا خانوم رای بدید...

2-همیشه می شنیدم که پول خرید خونه و پول ازدواج جور میشه،خدا می رسونه ولی باورش نمی کردم.اما خدا هر دو رو به من ثابت کرد.

پس ای کسانی که ازدواج نکرده اید و خانه ندارید غصه پولش رو نخورید.از شما حرکت از خدا برکت

3- نمی دونم وبلاگ مادر آینده و مطلب اخیرشون  رو خوندید یا نه.من شخصا مطمینم که حکمتی پشت تمام اتفاقات زندگیمون هست .حکمتی که مسیرش رو زندگی اطراف ما،افکار ما  و کارای ما مشخص می کنه و می تونه تغییر بده.اما مطمینم که توی دنیای ما اتفاقی سخت تر از از دست دادن دلبند یک مادر نیست.

امیدوارم که هر چه زودتر حالشون بهتر بشه و روحیه قبلی رو پیدا کنند و خدای نکرده تسلیم نشند.

4-بصورت تخصصی رفتم تو کار هیپنوتیزم.بحث فوق العاده جالبیه.از دستش ندید.

5-رای بدیدا

نوشته شده توسط حمید در ساعت 11:25 | لینک  |