تبليغاتX
دست نوشته ها یی از خلیج فارس

بعد مرگم نه به خود زحمت بسيار دهيد

 نه به من برسر گور و کفن آزار دهيد


 نه پي گورکن و قاري و غسال رويد

 نه پي سنگ لحد پول به حجار دهيد


 به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسي

 که بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد


 اين دو چشمان قوی را به فلان چشم چران

 که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهيد


 وين زبان را که خداوند زبان بازي بود

 به فلان هوچی رند از پی گفتار دهید


 کله ام را که همه عمر پر از گچ بوده است

 راست تحويل علي اصغر گچکار دهيد


 وين دل سنگ مرا هم که بود سنگ سياه

 به فلان سنگتراش ته بازار دهيد


 کليه ام را به فلان رند عرق خوار که شد

 ازعرق کليه او پاک لت و پار دهيد


 ريه ام را به جواني که ز دود و دم بنز

 درجواني ريه او شده بيمار دهيد


 جگرم را به فلان بی جگر بی غیرت

 کمرم را به فلان مردک زن باز دهید


 چانه ام را به فلان زن که پي وراجي است

 معده ام را به فلان مرد شکمخوار دهيد

  

نوشته شده توسط حمید در ساعت 14:4 | لینک  | 


 
یک خانم بلوند و یک وکیل در هواپیما کنار هم نشسته بودند

وکیل پیشنهاد یک بازی را بهش داد!

چنانچه وکیل از  خانم سوالی بپرسد و او جواب را نداند، خانم باید 5 دلار به وکیل بپردازد و هر بار که  خانم سوالی کند که وکیل نتواند جواب دهد، وکیل به او 50 دلار بپردازد.

سپس وکیل اولین سوال را پرسید:" فاصله ی زمین تا نزدیکترین ستاره چقدر است؟ " خانم بی تامل 5 دلار به وکیل پرداخت.


سپس خانم از وکیل پرسید" آن چیست که با چهار پا از تپه بالا می رود و با سه پا به پایین باز می گردد؟" وکیل در این باره فکر کرد اما در انتها تسلیم شده و 50 دلار به خانم پرداخت.

سپس از او پرسید که جواب چی بوده و  خانم بی معطلی 5 دلار به او پرداخت کرد!!!!


ستاره دریایی

مردي در کنار ساحل دورافتاده اي قدم مي‌زد. مردي را در فاصله دور مي بيند
که مدام خم مي‌شود و چيزي را از روي زمين بر مي‌دارد و توي اقيانوس پرت
مي‌کند. نزديک تر مي شود، مي‌بيند مردي بومي صدفهايي را که به ساحل مي
افتد در آب مي‌اندازد.

-
صبح بخير رفيق، خيلي دلم مي خواهد بدانم چه مي کني؟

-
اين صدفها را در داخل اقيانوس مي اندازم. الآن موقع مد درياست و اين
صدف ها را به ساحل دريا آورده و اگر آنها را توي آب نيندازم از کمبود
اکسيژن خواهند مرد.

-
دوست من! حرف تو را مي فهمم ولي در اين ساحل هزاران صدف اين شکلي وجود
دارد. تو که نمي‌تواني آنها را به آب برگرداني خيلي زياد هستند و تازه
همين يک ساحل نيست. نمي بيني کار تو هيچ فرقي در اوضاع ايجاد نمي کند؟

مرد بومي لبخندي زد و خم شد و دوباره صدفي برداشت و به داخل دريا انداخت
و گفت:

"
براي اين يکي اوضاع فرق کرد… !"

 

نوشته شده توسط حمید در ساعت 20:37 | لینک  | 

نوشته شده توسط حمید در ساعت 20:4 | لینک  | 


فوری فوری فوری فوری فوری فوری فوری فوری فوری فوری فوری فوری

هوبور   رو که یادتونه.یه روزی مهمون پایه اینجا بود.طی یک اقدام اعجاب انگیز موفق به خرید خونه شده.بخونیدش   این مساله می تونه نقطه عطفی در تاریخ بشریت و تاریخ مسکن داری باشه.


مورخان ذکر کرده اند که بعد از انتقال آدمی از غار به خانه های گلی ،این مساله (خرید خانه توسط هوبور جان) دومین نقطه عطف مسکن و انسان می باشد.

عکس گوگل ارث از خانه هوبور

نوشته شده توسط حمید در ساعت 0:1 | لینک  | 


پی نوشت 1

تصاویر برتر پزشکی.حتما ببینیدشون



پی نوشت 2

گوگل ویو و پایان حکمرانی ایمیل



پی نوشت 3


کتاب خوان الکترونیکی.بخصوص برای اهالی علم و دانشجویان




پی نوشت 4


مجله اقتصادی "فوربس" مردم ‌10 كشور جهان را به عنوان شادترین ساكنان این كره خاكی اعلام كرد. یكی از معیارهای انتخاب این ‌10 كشور به عنوان شادترین كشورها در جهان، میزان تولید ناخالص داخلی در این كشورها بوده است. كارشناسان مجله اقتصادی "فوربس" طی تحقیقات خود اعلام كردند كه ساكنان ‌10 كشور جهان، جزو شادترین و خوشحال‌ترین مردم روی كره زمین به شمار رفته و با توجه به بحران اقتصادی رو به رشدی كه جهان را در بر گرفته، مردم این ‌10 كشور باز هم شاد هستند.

بنابر گزارش رسمی مجله "فوربس"، كشورهای دانمارك، فنلاند و هلند در صدر این لیست قرار داشته و پس از آن سوئد، ایرلند، كانادا، سوئیس، نیوزلند، نروژ و بلژیك به ترتیب در رده‌های بعدی قرار دارند.

این در حالیست كه بر اساس گزارش مجله فوربس، میزان رضایتمندی مردم از زندگی در دانمارك 90.1 درصد، فنلاند 85.9 درصد، هلند 85.1 درصد، سوئد 82.7 درصد، ایرلند 81.1 درصد،‌ كانادا ‌78 درصد ، سوئیس 77.4 درصد، نیوزلند 76.7 درصد، نروژ 76.5 درصد و در بلژیك 76.3 درصد است.

گفتنی است، یكی از معیارهای انتخاب این ‌10 كشور به عنوان شادترین كشورها در جهان، میزان تولید ناخالص داخلی در این كشورها بوده است، چرا كه به عنوان مثال دانمارك با داشتن ‌68 هزار دلار تولید ناخالص داخلی در سال ‌2009 میلادی به عنوان اولین كشور در صدر قرار گرفته است. یكی دیگر از معیارها، میزان ساعت كاری در هفته است، به طوری كه در كشورهای اسكاندیناوی مردم كمتر از ‌37 ساعت در هفته كار می‌كنند، ولی در كشورهایی نظیر چین مردم بیش از ‌47 ساعت در هفته كار می‌كنند، اما همچنان از زندگی می‌نالند و از نوع زندگی خود ناراضی هستند.

علاوه بر این، میزان نرخ بیكاری در كشورهایی نظیر دانمارك دو درصد، در نروژ 2.6 درصد و در هلند 4.5 درصد است اما این میزان بر اساس اعلام وزارت كار آمریكا در این كشور هم اكنون ‌9 درصد تخمین زده شده است. به همین دلیل گفته می‌شود كه این ‌10 كشور جزو بهترین و شادترین مناطق روزی زمین به شمار می‌روند و میزان طول عمر مردم در این ‌10 كشورها ، ‌85 تا ‌90 سال است.

1. دانمارک "Denmark"

میزان رضایتمندی مردم از زندگی: 90.1
خشنودی پیش بینی شده با زندگی آینده: 92.3
میزان تولید ناخالص داخلی در سال 2009: $68,362
نرخ بیكاری: 2%


کشور پادشاهی دانمارک در صدر این گزارش قرار دارد و بر اساس پژوهش های انجام شده، شادترین مردم دنیا در دانمارک زندگی می کنند. دانمارک در حدود 5.5 میلیون نفر جمعیت دارد و درصد فقر در این کشور بسیار ناچیز است. براحتی میتوان فهمید که چرا دانمارک شادترین مردم جهان را دارد چرا که سطح آموزش و پرورش در این کشور بسیار بالاست. مدارس از کیفیت بالای آموزشی برخوردارند و میزان شهریه مدارس خصوصی با توان مالی مردم سازگار است و مردم این کشور هم از درآمد خوبی برخودار هستند. دانمارک با کشورهای آلمان، سوئد و نروژ هم مرز است. متوسط عمر افراد در حدود 78 سال میباشد. در آمد سرانه مردم دانمارک 34.600 دلار در سال است. دانمارک از دموکراسی، برابری اجتماعی و محیط صلح آمیزی برخوردار و كشوری شکوفا و آباد است.


2. فنلاند "Finland"

میزان رضایتمندی مردم از زندگی: 85.9
خشنودی پیش بینی شده با زندگی آینده: 88.0
میزان تولید ناخالص داخلی در سال 2009: $55,344
نرخ بیكاری: 6.4%

از نظر روحیه شاد و سطح زندگی مردم فنلاند در رده دوم جهان قرار دارند. دارای 5.200.000 نفر جمعیت است و متوسط طول عمر افراد 79 سال و درآمد سرانه مردم این کشور 30.900 دلار است. دارای مرز مشترک با سوئد، روسیه، استونیا و نروژ میباشد. این کشور از نظر استاندارد های بهداشت و پزشکی و آسایش مردم در سطح بسیار بالایی قرار دارد و فقر در این کشور تقریبا قابل ذکر نیست.


3. هلند "Holland"

میزان رضایتمندی مردم از زندگی: 85.1
خشنودی پیش بینی شده با زندگی آینده: 88.2
میزان تولید ناخالص داخلی در سال 2009: $55,453
نرخ بیكاری: 4.5%

هلندی ها نیز سومین رده از این لیست را به خود اختصاص داده اند. حکومت هلند پادشاهی مشروطه‌است که در آن شاه یا ملکه نقشی در سیاست ندارد و تنها نماد ملی است. هلند در واقع یک دلتای سرسبز است که رودخانه‌هایی چون راین از میان آن می‌گذرد. از این رو هلند کوه ندارد و ارتفاع بلندترین تپه در جنوب این کشور ۳۲۲ متر بیشتر نیست.


4. سوئد "Sweden"

میزان رضایتمندی مردم از زندگی: 82.7
خشنودی پیش بینی شده با زندگی آینده: 85.6
میزان تولید ناخالص داخلی در سال 2009: $54,908
نرخ بیكاری: 6.4%

مردم سوئد چهارمین کشور شاد و سرزنده جهان هستند. دارای 9 میلیون جمعیت و متوسط طول عمر 81 سال و درآمد سرانه افراد این کشور 28.900 دلار میباشد. این کشور مالیات بسیار بالایی از شهروندان خود دریافت میکند اما در عوض یکی از بهترین سیستم های سلامتی و بهداشت در اروپا را داراست. مزایای دریافتی و کار و شرایط مناسب آن خنده بر لبان شهروندان سوئدی میآورد. مردم این کشور براستی از آزادیها و حقوق قانونی برخوردارند. مردم عادی این کشور در صورت تمایل میتوانند نامه های رسمی نخست وزیر را ببینند! سوئد با کشورهای دانمارک، نروژ و فنلاند هم مرز است.


5. ایرلند "Ireland"

میزان رضایتمندی مردم از زندگی: 81.1
خشنودی پیش بینی شده با زندگی آینده: 91.4
میزان تولید ناخالص داخلی در سال 2009: $63,788
نرخ بیكاری: 6.2%

ایرلندی ها پنجمین کشور شاد جهان هستند. ایرلند با 4 میلیون جمعیت و متوسط عمر 78 سال و درآمد سرانه 41.000 دلار در سال و اقتصاد کاملا باز و سیستم آموزشی بسیار بالا و سطح زندگی قابل مقایسه با استانداردهای اروپایی، توانسته است که آسایش و آرامش و شادی را به مردم کشورش به ارمغان بیاورد. مشکل مسکن وجود ندارد و درجه فقر و بیکاری بسیار پائین است. متوسط طول عمر افراد 80 سال و در آمد سرانه مردم این کشور 35.700 دلار میباشد.



6. کانادا "Canada"

یزان رضایتمندی مردم از زندگی: 78.0
خشنودی پیش بینی شده با زندگی آینده: 87.3
میزان تولید ناخالص داخلی در سال 2009: $46,799
نرخ بیكاری: 6.1%

کانادایی ها در رده ششم قرار دارند و دارای 33 میلیون جمعیت و متوسط عمر 80 سال و درآمد سرانه 34.000 دلار که خود نشان از آرامش و آسایش است. کانادا دارای سیستم بهداشت و پزشکی فوق العاده بالایی میباشد و درصد جرائم در این کشور بسیار پائین است. کانادا از نظر استاندارد زندگی در رده 3 کشور بالای رده بندی جهانی قرار دارد.



7. سوئیس "Switzerland"

میزان رضایتمندی مردم از زندگی: 77.4
خشنودی پیش بینی شده با زندگی آینده: 80.9
میزان تولید ناخالص داخلی در سال 2009: $65,563
نرخ بیكاری: 3%

کشور آرام و زیبای سوئیس در رده هفتم جدول شادترین مردم جهان قزار دارد. دارای 7.5 میلیون جمعیت است و متوسط طول عمر در این کشور در حدود 81 سال میباشد. نرخ جرائم در سوئیس بسیار پائین است و کشور از زیر بنای محکم اقتصادی برخوردار است. در آمد سرانه مردم این کشور 32.300 دلار است. مرکز صلیب سرخ جهانی در این کشور قرار گرفته است. فعالیت های ورزشی از جمله اسکی و قایقرانی نقش بسزایی در زندگی روزمره مردم این کشور دارد. معدل بودجه سلامتی برای هر نفر در این کشور در سال 3.445 دلار است. دارای مرز مشترک با آلمان، فرانسه، ایتالیا و اتریش میباشد.



8. نیوزیلند "New Zealand"

میزان رضایتمندی مردم از زندگی: 76.7
خشنودی پیش بینی شده با زندگی آینده: 85.5
میزان تولید ناخالص داخلی در سال 2009: $30,556
نرخ بیكاری: 4%

نیوزیلند یا زلاندنو کشوری در جنوب غربی اقیانوس آرام است و در رده هشتم این رده بندی قرار دارد. نیوزیلند فاصله زیادی با دیگر خشكی‌های كره زمین دارد، بطوریکه استرالیا نزدیكترین همسایه این سرزمین در دو هزار كیلومتری آن قرار دارد. نرخ باروری در نیوزیلند به نسبت كشورهای توسعه یافته بسیار بالا است. هر زن نیوزیلندی به ‌طور میانگین ۲/۲ فرزند را در طول عمر خود به‌ دنیا می‌آورد. امید به زندگی هر کودک دختر ۸۱/۹ سال و هر پسر ۷۷/۹ سال است. نیوزیلند یک كشور عمدتا شهرنشین است. ۷۲٪ مردم در ۱۶ منطقه شهری این كشور زندگی می‌كنند و نیمی از آن‌ها در چهار شهر اصلی اوکلند، ولینگتون، همیلتون و چرایست‌چرچ به‌سر‌ می‌برند.



9. نروژ "Norway"

میزان رضایتمندی مردم از زندگی: 76.5
خشنودی پیش بینی شده با زندگی آینده: 84.3
میزان تولید ناخالص داخلی در سال 2009: $98,822
نرخ بیكاری: 2.6%

نروِژ هم نهمین كشور انتخابی در این مجموعه می باشد. مساحت نروژ ۳۸۵٬۱۵۵ کیلومتر مربع است. ۹۴/۲ درصد خاک کشور، زمین قابل کشت است. نروژ ۲٬۵۴۴ کیلومتر مرز مشترک با همسایگان خود دارد. با فنلاند ۷۲۹ کیلومتر، با سوئد ۱٬۶۱۹ کیلومتر و با روسیه ۱۹۶ کیلومتر. نروژ یکی از بهترین و مرغوب ترین چاه های نفت دنیا را در اختیار دارد. همین طور بعلت اینکه نروژ را دریا احاطه کرده، یکی از چرخه های اقتصاد این کشور را آبزیان دریایی تشکیل داده اند. لازم به ذکر است که نروژ 3 نوع ماهی دارد که در هیچ جای دنیا یافت نمی شود. در بیشتر مناطق شمالی نروژ معمولا شش ماه شب است و شش ماه روز است. اکثر مناطق شمالی نروژ معمولا 9 ماه در سال بارش برف و باران را به همراه دارد.



10. بلژیک "Belgium"

میزان رضایتمندی مردم از زندگی: 76.3
خشنودی پیش بینی شده با زندگی آینده: 75.5
میزان تولید ناخالص داخلی در سال 2009: $49,888
نرخ بیكاری: 6.5%

پادشاهی بلژیک، دهمین انتخاب این رده بندی کشوری است در غرب اروپا. پایتخت آن بروکسل است. در شمال با هلند، در شرق با آلمان، در جنوب شرقی با لوکزامبورگ، در جنوب با فرانسه و از شمال غربی با دریای شمال مجاور است. بلژیک یکی از مهم ترین و اصلی ترین اعضاء اتحادیه اروپا به شمار می‌رود. زندگی فرهنگی بلژیک به تمرکز بین هر اقلیت گرایش دارد.




نوشته شده توسط حمید در ساعت 20:59 | لینک  | 

سلام

مطلب قبلی و کامنتهای " آقای پ" من رو به گذشته برد.سالی که گذشت و بخصوص چند ماه اولش دوران عجیبی برای اهالی این بلاگ بود.هر چیزی برامون سرآغاز یه بحث بود و از هر بحثی یه بحثی در میومد.

فقط یادمه آقای پ رو گوگل به اینجا کشوند. چی موندگارشون کرد  رو نمیدونم.اومدن بقیه رو هم یادم نیست چه جوری شد.

این بلاگ افت و خیزای زیادی داشته اما بی شک اون چند ماه جزو بهترین دوران زندگیش بوده.چی شد که هممون از اون شور و حال افتادیم ؟نمی دونم.


 جمله آخر مطلب جدید آقای پ "من دلم شادی می خواهد! " و قضیه بیسکوییت دادنشون به سنجاب و پست قبلیم خودم رو حسابی به فکر برد.

ما کجا داریم میریم؟من خودمم که اون مطلب رو نوشتم کمتر بهش حتی فکرم کردم ، عمل که هیچ.

ماها زندگی کردن یادمون رفته

دچار عادت تکرار شدیم.
مردش هستید کن فیکون کنیم؟

عادتها رو بزاریم کنار؟
از یه جایی شروع کنیم.کجا؟؟؟ با شما...پیشنهاد با شما



پی نوشت 1

آدم خوب است گپ بزند با مردم. گاهی به همين سادگی يک آرزويی برآورده میشود.

از اینجا


پی نوشت 2

بر طبق قانون جدید در کشور فنلاند، دسترسی به اینترنت پرسرعت تبدیل به یک حق قانونی برای ساکنین این کشور شده است. با اجرای این قانون از ماه جولای، تمام جمعیت ۵.۳ میلیونی این کشور به اینترنت با حداقل سرعت یک مگابیت در ثانیه دسترسی خواهد داشت.  
 
«لورا ویکونن» مشاور حقوقی وزارت حمل و نقل و ارتباطات فنلاند می گوید: سرعت یک مگابیت هدفی اولیه است. این کشور قصد دارد سرعت را تا سال ۲۰۱۵ صد برابر افزایش دهد و دسترسی را به ۱۰۰ مگابیت در ثانیه برساند.  
 
هم اکنون حدود ۹۵ درصد جمعیت این کشور به اینترنت دسترسی دارد. اما این قانون سبب می شود که اینترنت پر سرعت حتی در نقاط روستایی این کشور نیز در دسترس قرار بگیرد.  
 
سازمان ملل در حال تقویت این نگاه است که به اینترنت به عنوان بخشی از حقوق بشری نگاه شود. قبلا یک دادگاه عالی در فرانسه دسترسی به اینترنت را به عنوان یکی از حقوق بشر اعلام کرد. کشورهای مختلفی هم حق دسترسی به شبکه جهانی را به عنوان یک قانون تصویب کرده اند. اما فنلاند نخستین کشوری در جهان است که علاوه بر تصویب قانون برای دسترسی به اینترنت، حداقل سرعت یک مگابیت درثانیه را هم به عنوان کمترین سرعت دسترسی اعلام نموده است


پی نوشت 3

مقدار کمی از گاز سمی سولفید هیدروژن توانسته فعالیت های حیاتی این موش کوچک را برای شش ساعت تا نزدیک به وضعیت مرگ پایین بیاورد. اگر محققان بتوانند چنین حالتی را در انسان ها هم ایجاد کنند ممکن است انقلابی در پزشکی اورژانس به وجود بیاید.  
 
داستان از اینجا آغاز می شود که در زمان اورژانس برای مثال یک تصادف شدید یا یک حمله قلبی، جان بیمار به شدت در خطر است. در اینجا زمان، شاه کلید نجات از مرگ است. در اغلب موارد مرگ به دلیل نبود وقت کافی جهت اقدامات پزشکی رخ می دهد.  
 
حالا محققان توانسته اند با این گاز سرعت زندگی را کم کنند. این ماده سبب می شود که فعالیت های حیاتی به صورت نیمه توقف درآید. ضربان قلب کم می شود و سرعت تنفس پایین می آید. تمام اینها باعث می شود که مرگ سلولی به تاخیر بیافتد و نتیجه آن تبدیل دقایق کوتاه به ساعت ها برای نجات جان بیمار خواهد بود. آقای راس می گوید: با استفاده از این روش زمان برای بیمار کند خواهد شد. در حالی که تیم پزشکی با سرعت مشغول درمان وی هستند.  
 
این تحقیقات بر روی حشرات و ماهی ها هم انجام شده. اما هنوز برای امتحان آن روی انسان ها کمی زود است. بیولوژیست مسوول این تحقیقات می گوید: "من ضربان قلب ماهی ها را متوقف کردم. بنابراین آنها از نظر کلینیکی مرده بودند. اما من می توانم دوباره آنها را برگردانم." شاید تمام اینها تعریف ما را از مرگ و زندگی عوض کند

از اینجا


پی نوشت 4

دختر 19ساله ايرانی
معروفترین دختر امريكايي و جوانترين پروفسور زن در دنيا !
"آليا صبور"، (Alia Sabur) اولين شهروند امريكايي ایرانیالاصل است كه رتبه اولين و جوانترين پروفسور زن را در تاريخ امريكا به خود اختصاص داده است. اين دختر ايراني تبار بطور تمام وقت در دانشگاه نیویورك تدریس میكند و به عنوان یك نابغه نام خود را در ردیف جوانترین استاد دانشگاه های معتبر جهان در كتاب رکوردهای گينس ثبت نموده است.. ركوردار قبلي جوانترين پروفسور دانشگاه هاي جهان متعلق به يك فيزيكدان اسكاتلندي بنام "كولين مك لورين" كه شاگرد اسحاق نيوتن بود و در سال 1717 ميلادي (291 سال پيش) در سن 19 سال و 7 ماهگي اين رتبه علمی را کسب کرده بود.
"آلیا صبور"در هشت ماهگی خواندن را آغاز کرد و از کلاس چهارم ابتدایی به کالج رفت تا در سطح کارشناسی ریاضیات کاربردی بخواند. وی در سن 10 سالگی در دانشگاه استونی بروك ثبت نام كرد و در 11 سالگی با گرايش به موسيقي به عنوان عضو اركستر سمفونی "راك لند" به اجرای قره نی پرداخت. آلیا چهارده ساله بود که مدرک ليسانس خود را از دانشگاه نیویورك اخذ كرد و دانشجوی دوره کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه درکسل، نیویورک شد.. او در 18 سالگی مدرك دکترای خود را از دپارتمان تكنولوژی پیشرفته فوزیون در دانشگاه كانكوك سئول دریافت کرد و جوان ترین فردی بود که وارد دوره فلوشیپ پس از دکتری شد، او نشانگرهای سلولی خاصی را بر اساس تکنولوژی نانولوله ها ابداع کرد که در تحقیقات پزشکی کاربرد زيادي دارد. فقط سه روز مانده بود که نوزده ساله شود که برای تدریس در دانشگاه کنکوک، سئول، کره جنوبی پذیرفته شد.. وی تا ماه قبل در دانشگاه دروس فيزيك دانشگاه كنكوك تدريس ميكرد و در حال حاضر، رياضي و فيزيك را در دانشگاه جنوبي ايالت نيواورلند تدريس ميكند. او يكي از دلايل ترك دانشگاه سئول را مشكل تکلم به زبان كرهاي بیان کرده است


پی نوشت 5

While a man was polishing his new car, his 4 yr. old son picked up a stone and scratched lines on the side of the car..
In anger, the man took the child's hand and hit it many times; not realizing he was using a wrench. At the hospital, the child lost all his fingers due to multiple fractures.
When the child saw his father.....with painful eyes he asked, 'Dad when will my fingers grow back?'
The man was so hurt and speechless; he went back to his car and kicked it a lot of times. Devastated by his own actions...sitting in front of the car he looked at the scratches; the child had written 'LOVE YOU DAD'.
The next day that man committed suicide.

Anger and Love have no limits; choose the Love to have a beautiful, lovely life.
Things are to be used and people are to be loved, but the
problem in today's world is that, people are used and things are loved.
Let's be careful to keep this thought in mind:

"Things are to be used, but People are to be loved".

با تشکر از قاسم


نوشته شده توسط حمید در ساعت 16:51 | لینک  | 

 
هنوز هم بعد از اين همه سال، چهره‌ي ويلان را از ياد نمي‌برم. در واقع، در طول سي سال گذشته، هميشـه روز اول مـاه کـه حقوق بازنشستگي را دريافت مي‌کنم، به ياد ويلان مي‌افتم ...

ويلان پتي اف، کارمند دبيرخانه‌ي اداره بود. از مال دنيا، جز حقوق اندک کارمندي هيچ عايدي ديگري نداشت. ويلان، اول ماه که حقوق مي‌گرفت و جيبش پر مي‌شد، شروع مي‌کرد به حرف زدن ...

روز اول ماه و هنگامي‌که که از بانک به اداره برمي‌گشت، به‌راحتي مي‌شد برآمدگي جيب سمت چپش را تشخيص داد که تمام حقوقش را در آن چپانده بود.

ويلان از روزي که حقوق مي‌گرفت تا روز پانزدهم ماه که پولش ته مي‌کشيد، نيمي از ماه سيگار برگ مي‌کشيد، نيمـي از مـاه مست بود و سرخوش.

من يازده سال با ويلان هم‌کار بودم. بعدها شنيدم، او سي سال آزگار به همين نحو گذران روزگار کرده است. روز آخر کـه من از اداره منتقل مي‌شدم، ويلان روي سکوي جلوي دبيرخانه نشسته بود و سيگار برگ مي‌کشيد. به سراغش رفتم تا از او خداحافظي کنم.

کنارش نشستم و بعد از کلي حرف مفت زدن، عاقبت پرسيدم که چرا سعي نمي کند زندگي‌اش را سر و سامان بدهد تا از اين وضع نجات پيدا کند؟

هيچ وقت يادم نمي‌رود. همين که سوال را پرسيدم، به سمت من برگشت و با چهره‌اي متعجب، آن هم تعجبي طبيعي و اصيل پرسيد: کدام وضع؟

بهت زده شدم. همين‌طور که به او زل زده بودم، بدون اين‌که حرکتي کنم، ادامه دادم:
همين زندگي نصف اشرافي، نصف گدايي!!!
ويلان با شنيدن اين جمله، همان‌طور که زل زده بود به من، ادامه داد:
تا حالا سيگار برگ اصل کشيدي؟
گفتم: نه !
گفت: تا حالا تاکسي دربست گرفتي؟
گفتم: نه !
گفت: تا حالا به يک کنسرت عالي رفتي؟
گفتم: نه !
گفت: تا حالا غذاي فرانسوي خوردي؟
گفتم: نه !
گفت: تا حالا يه هفته مسکو موندي خوش بگذروني؟
گفتم: نه !
گفت: خاک بر سرت، تا حالا زندگي کردي؟
با درماندگي گفتم: آره، .... نه، ... نمي دونم !!!

ويلان همين‌طور نگاهم مي‌کرد. نگاهي تحقيرآميز و سنگين ....

حالا که خوب نگاهش مي‌کردم، مردي جذاب بود و سالم. به خودم که آمدم، ويلان جلويم ايستاده بود و تاکسي رسيده بود. ويلان سيگار برگي تعارفم کرد و بعد جمله‌اي را گفت. جمله‌اي را گفت که مسير زندگي‌ام را به کلي عوض کرد.

ويلان پرسيد: مي‌دوني تا کي زنده‌اي؟
جواب دادم: نه !
ويلان گفت: پس سعي کن دست کم نصف ماه رو زندگي کني.

 

نوشته شده توسط حمید در ساعت 8:43 | لینک  | 



بعضی وقتها ساده ترین جواب کنار دستمون ولی این قدر به دور دست ها نگاه می کنیم که آن را نمی بینیم
شرلوك هولمز كارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند.
نيمه هاي شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست. بعد واتسون را بيدار كرد و گفت:
نگاهي به آن بالا بينداز و به من بگو چه مي بيني؟
واتسون گفت:
ميليونها ستاره مي بينم .
هلمز گفت:
چه نتيجه ميگيري؟
واتسون گفت:
از لحاظ روحاني نتيجه مي گيرم كه خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم.
از لحاظ ستاره شناسي نتيجه مي گيريم كه زهره در برج مشتري است، پس بايد اوايل تابستان باشد.
از لحاظ فيزيكي، نتيجه ميگيريم كه مريخ در موازات قطب است، پس ساعت بايد حدود سه نيمه شب باشد.
شرلوك هولمز قدري فكر كرد و گفت:
واتسون تو احمقي بيش نيستي. نتيجه اول و مهمي كه بايد بگيري اينست كه چادر ما را دزديده اند!

نوشته شده توسط حمید در ساعت 23:53 | لینک  | 

این مطلب رو آرش خان به دنبال مطلب قبلی من برام نوشته.


راست و حقیقت و طنز و تلخش با شما.


گرچه تامل برانگیزه.



در طول این راه چرت!

بگذار خرده اختلاف هایمان باقی بماند، ما هنوز سر مسائل بزرگتر توافق نداریم!

مخواه که انتخاب هایمان یکی شود، من کجا و تو لنگه گیوه!

واجب نیست که هر دوی ما بلبل یا گل رز بخریم! من برایت لاشخور یا گل خرزهره می خرم!

اگر چنین حالتی پیش بیاید قیافه تو دیدنی است!

من از عشق زمینی حرف می زنم که تو ارزش آن را نداری!

اگر زاویه دیدت رو هم عوض کنی هیچ وقت نمی فهمی!

عزیزم بیا بحث کنیم! 

بیا همدیگر را بزنیم! 

تو با سنگ بزن من با چوب!

ما حق داریم همدیگر را بکشیم!

تو حق داری تقلا کنی ولی من سرانجام بر تو غلبه می کنم!

(منتخبی از کتاب "چند سال بعد از ازدواج" که به دلم نشست)
نوشته شده توسط حمید در ساعت 23:33 | لینک  | 

اگه اخبار اقتصادی رو دنبال کنید به این نتیجه میرسید که فروش جوراب مردانه از امروز به طرز چشمگیری افزایش می یابد.


اگه تونستید حدس بزنید چرا؟



نوشته شده توسط حمید در ساعت 9:49 | لینک  | 

قال حمید :


صنعت نفت این مملکت بیش از اینکه به کارکنان خود مدیون باشد،مدیون خانواده آنان است.



نوشته شده توسط حمید در ساعت 6:54 | لینک  | 

نقطه

      اینتر

           سر خط


نوشته شده توسط حمید در ساعت 14:56 | لینک  | 


LIVE TOGETHER ,DIE ALONE


فکر می کنید این یعنی چی؟

چرا اینجوره؟
نوشته شده توسط حمید در ساعت 11:16 | لینک  | 

ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌کرد و مردم ٬ حماقت او را دست مي‌انداختند بدين ترتيب که دو سکه به او نشان مي‌دادند که يکي شان طلا بود و يکي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سکه نقره را انتخاب مي‌کرد.

اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سکه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سکه نقره را انتخاب مي‌کرد. تا اينکه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينکه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند.

ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هايم. شما نمي‌دانيد تا حالا با اين کلک چقدر پول گير آورده‌ام.



«اگر کاري که مي کني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشکالي ندارد که تو را احمق بدانند.»



در اين داستان مي‌بينيم ملا نصرالدين با بهره‌گيري از استراتژي تركيبي بازاريابي، قيمت كم‌تر و ترويج، كسب و كار «گدايي» خود را رونق مي‌بخشد. او از يك طرف هزينه كمتري به مردم تحميل مي‌كند و از طرف ديگر مردم را تشويق مي‌كند كه به او پول بدهند.



نوشته شده توسط حمید در ساعت 14:56 | لینک  | 



 

مهندس

افغانی

درآمد روزانه

برو آخر برج

20 تا 25 هزار تومان

کارکرد روزانه

8 تا 10 ساعت

6 تا 8 ساعت

ساعت خواب

4 تا 6 ساعت

10 ساعت شب + 2 ساعت ظهر

فاصله منزل تا محل کار

10 تا 50 کيلومتر

5 تا 20 متر

درآمد ماهانه

250 تا 400 هزار تومان

500 تا 750 هزار تومان

ماليات

هرچی زور برسه

هاااا؟!!

بيمه

40 تا 80 هزار تومان

ای بابا!!

ميزان تحصيلات

16 تا 20 سال

تحصيلات چيه؟!!

وسيله کار

مغز + خودکار بيک + زبان

کلنگ + فرغون

اميد به زندگی

40 تا 50 سال

120 سال

نوشته شده توسط حمید در ساعت 23:43 | لینک  | 

سلام

بزارید این دفعه یه کمی بحث رو عوض کنیم و از جدی نوشتن بیایم بیرون

این عکس واقعیه

 

حیف که نمیشد صورتش رو نشون بدم و گرنه حالت چشماش مثل حالت انگشت شصتش محشر بود .


نوشته شده توسط حمید در ساعت 23:24 | لینک  | 


سلام

ما (یعنی من و همسرم) تصمیم به خانه دار شدن گرفته ایم.تصمیم جالبیه نه؟جالب و یه کم گستاخانه شاید و بهتره بگم جسورانه.

گرچه وضع مسکن نسبت به چند ماه قبل ظاهرا بهتر شده اما خوب هنوز اون بالا بالاها سیر می کنه.



نمی دونم شماها کدومتون واقعا با این مساله در گیر بودید.

البته اگه جیبتون پر پول باشه که خوب خرید خونه میشه یه چیزی در حد خرید یه چیتوز .حالا نه یه کم بالاتر مثلا پیتزا.

اما اگه از جماعت حقوق بگیر باشید یه کم اوضاع فرق می کنه.

یه نظری هست اونم این که اصلا بیخیال بشید .چه لزومی داره حدود حداقل 50 یا 60 میلیون رو لنگ یه خونه کنیم.با اجاره کردن یا رهن چند صباحی بگذره تا بعد و مگه زندگی چند روزه؟


یه تزییم هست که میگه به خودتون فشار بیارید از همه چیزتون یه مدتی بزنید که خونه دار بشید (کاری که الان ما داریم می کنیم)

برای ما واقعا خونه یکی از ارکان مهم زندگیه.یه دلگرمی یا نمی دونم یه چیزی تو این مایه ها.

به نظر شما چه جوری میشه راحت تر خونه دار شد؟

آپارتمان نشینی رو ترجیح میدید یا خونه ویلایی؟



پیشنهادتون برای خونه دار شدن ما اونم تو اصفهان چیه؟بابا دست به دست هم بدید ما رو خونه دار کنید شیرینیتون محفوظ

نوشته شده توسط حمید در ساعت 0:20 | لینک  |